نیمه غایب

  • Title: نیمه غایب
  • Author: حسین سناپور
  • ISBN: 9645571030
  • Page: 470
  • Format: Paperback
  • .

    • نیمه غایب ¦ حسین سناپور
      470 حسین سناپور
    • thumbnail Title: نیمه غایب ¦ حسین سناپور
      Posted by:حسین سناپور
      Published :2019-08-16T15:21:07+00:00

    About " حسین سناپور "

  • حسین سناپور

    Husayn Sanapur

  • 724 Comments

  • Nimeye Ghayeb, Hossein SanapourHosain Sanapour, is an Iranian writer. His first and second books were long novels for teenagers: The Village Boys and Afsane and long night. تاریخ نخستین خوانش: بیست و یکم اکتبر سال 2001 میلادیعنوان: نیمه غایب؛ نویسنده: حسین سناپور؛ تهران، چشمه، 1378؛ در 324 ص؛ شابک: 9645571031؛ چاپ دوم تا ششم 1379؛ چاپ هفتم و هشتم 1380؛ چاپ نهم 1381؛ چاپ [...]


  • «نیمه‌ی غایب» به آن خوبی که شنیده بودم نبود. تعریف‌های زیاد از این کتاب به عنوان یکی از معدود نمونه‌های خوب رمان متاخر ایرانی انتظارم را بالا برده بود. البته خرده‌ای به خوانندگان پیشنهاددهنده‌اش نمی‌گیرم. اغلبشان در همان دوره‌های چاپ‌های اول کتاب خوانده بودندش و می‌توا [...]


  • اين كتاب براي من مصداق بارز جمله‌ي معروف هدايت است: در زندگي زخم‌هايي است كه مثل خوره روح را آهسته و در انزوا مي‌خورد و مي‌تراشد. شخصيت‌پردازي‌ها و كشش داستان بسيار خوب و مقبول است. هنوز كه هنوز است پس از گذشتن سال‌ها از خواندن چاپ اول اين داستان، كاراكتر (سين‌دخت) را فرامو [...]


  • "غصه نخور، شوهر که بدتر از درس نیست""یکی در میانه‌ی دوستی و عشق ترجیح می‌داد همان‌طور دوست بماند و تمام لذتی را که تا آن وقت از بودن در کنار یک مرد نصیبش شده بود، از دست ندهد، و دیگری هم میل به تنها ماندن و وابسته نشدن را در دیگری می‌دید و می‌ترسید با نزدیک رفتن عشق‌اش را، که د [...]


  • فضاى سرد و مايوس كننده اى داشت.به نظرم تو داستان هاى ايرانى جاى ماجرا و اتفاق خاليه.


  • نیمه غایب درباره نسلی ست که در آغاز دوران جدید کشور، سال های بعد از جنگ، دانشجویند. جهان را دارند تازه تازه کشف می کنند، عاشق می شوند، سیاست می ورزند، درس می خوانند و زندگی می ­کنند. سال هایی که اختلاف پدران و پسران کمکم عیان می شود و پسری می تواند بیخیال خانواده شود و تنها زندگی [...]


  • راستش من انتظار زيادى داشتم از نيمه غايب كه خب زياد برآورده نشد. كتاب ساختار اپيزوديكى داره كه هر اپيزود كم و بيش از زاويه ديد يكى از شخصيت هاى داستان روايت ميشه و همه روايت ها بر محوريت شخصيت مركزى داستان يعنى سيندخت شكل ميگره. البته خيلى جاها مرز مشخصى بين زاويه ديد ها در رواي [...]


  • نیمۀ غایب داستان هیجان انگیزی بود. من را به دنبال خودش کشید. داستان زندگی پنج نفر بود از دو نسل، نسلکی که جوانی و بلوغش در اواخر دهۀ 1360 بود و نسل پدر و مادرهای آن ها. قالب داستان هم جذاب بود. پنج فصل بود و هر فصل از زبان یک شخصیت. در هر فصل هم راوی دائما بین دانای کل و اول شخص تغییر م [...]


  • sakhtare adabiye besyar ali va jazzabi dare.tamame ketab ettefageh 3 rooze mokhtalefe ke anchenan maheranetosif shode va afkar e shakhsiyathaye dastan ro tasvir karde ke khanande tamame majeraye 22 sal ro kamel va bi hich ebhami lams mikone va dar har lahze majboore ertebatesh ro ba tamame in 22 sal hefz kone!


  • یک تم جالب این کتاب نمایش گذار به بزرگسالی و بالغ شدن یک دختر با الگو گرفتن از مادری غایب است. سیندخت به جست و جوی مادر می رود. مثل پسر اودیسه که به راهنمایی آتنا برای گذشتن از دوره ی کودکی به جست وجوی پدر می رود.همچنین اینکه هر فصل کتاب با زبان متفاوتی نوشته شد جالب بود.


  • پنج روایت، از پنج نفر، که به تعبیری که در یک نقد خواندم، هر یک به دنبال نیمه‌ی گمشده و غایب خود بودند. کتاب زیبا و جذاب بود و من‌را کاملا درگیر خودش کرد. از خواندنش لذت بردم.


  • بی‌اندازه بزرگ کرده بودند این کتاب را. دوستش نداشتم. پر بود از توصیف‌های زاید و خسته‌کننده. به زور تمامش کردم. تعلیق‌های ناگشوده‌ی یسیاری هم داشت که دل‌زدگی‌ام را درنهایت دوچندان کرد.


  • هميشه فكر ميكنم اگر كتابخانه ام آتش بگيرد و فرصت بر داشتن تنها چند كتاب را داشته باشم حتما يكي از آنها نيمه غايب است.تا به حال 11 بار ان را خوانده ام.


  • خیلی سال قبل خواندمش،چیز زیادی از داستان جز یک خط روایی محو،چند اسم از جمله نام زیبای "سیندخت" و یک حس خوب به یاد ندارم.


  • حسين سناپور با نيمه غايب لذت خوبي را همراهم كرد كه از رفتن به دركه و به ياد آوردن كوي دانشگاه خوشحال باشم. كاش همه كارهايش جذابيت روايت اين كار را داشتند


  • قصه تو فصل های مختلف از زبان یکی از شخصیت های داستان تعریف میشود و در نهایت ماجرا روشن روشن میشود.این به تدریج و از زوایای مختلف روشن کردن داستان جالب بود به نظرم.


  • کتاب خوبیه. فرم روایی جالبی داره، داستان تو در تو، شخصیت پردازیهای خوب و نشون دادن وجهی از اجتماع رو به رشد و گوشه ای مشکلاتشون واما من نتونستم ارتباط خوبی با کتاب بگیرم، نثرش یجوری سنگین بود و خسته میکرد آدمو (با اینکه توع در روایت دشات و زبان هر فصل و شخصیت متفاوت بود) و 50 صفحه [...]


  • هرچه که قبلا از سناپور خونده بودم دوست داشتم. همینم باعث شد که کتاب رو که دیدم دستم بگیرم و همان موقع شروع کنم به خواندن. خط به خط که جلو می رفت مطمئن می شدم که اشتباه نکرده ام. در هم بودن زمان داستان ویژگی ای بود که مدت هاست در کتاب هایی که خوانده ام تکرار نشده بود. اگرچه در این کت [...]


  • نیمه ی غایب، سناپور، کاری درخشان، نقطه ی عطفی دررمان نویسی ما. شخصیت ها، گفتگوها، فضاها، درک بسیارسنجیده از نسل انقلاب، چیزی که اغلب ایرانیان به خارج آمده سخت به دانستنش و شناختش نیاز دارند. زبان و فورم کار نیز زیبا و سنجیده است. به کار یک نویسنده پخته شباهت دارد. به تفاوت آدم ه [...]


  • شيوه‌ی نگارش از انتها به ابتدا و توضيح نويسنده که می‌توان داستان را از فصل آخر به اول هم خواند . اين وعده را ‌می‌داد که با کتابی مواجه‌ايم که نويسنده در آن ساختار شکنی کرده . داستانی نو که در آن حداقل از بعضی عناصر داستان کلاسیک آشنايی‌زدايی شده . اين همه مشوقم بود برای خواند [...]


  • دست‌مایه رمان نیمه غایب زندگی پنج تن از نسل جوان وجوانی پشت سر گذاشته‌ی امروز، در دانشگاه و میانه کشاکش ‌های سال‌های دهه‌ی شصت است. به خاطر قرار گرفتن در این موقعیت تاریخی است که عشق برای آنان نه فقط مواجهه با تنگناهای بیرونی، که رو در رو شدن با درون و گذشته خود نیز هست. آن‌ه [...]


  • یک رمان خوب فقط به یک داستان جذاب و نفس گیر نیست، به تصویر کشیدن انسان است، به تصویر کشیدن روابط آدم هاست، به تصویر کشیدن لایه های اجتماع، به تصویر کشیدن شرایط سخت و دشوار است همانطور که کسی در آن شرایط رفتار می کند.درس زندگی می دهد وقتی رمانی تار و پودِ زندگی را اینگونه به تصوی [...]


  • از دروازه ي سيماني كه مي رفت تو، لحظه اي چشمش رابست: سيندخت.وبعد همه چيز دوباره همان بود كه بود؛ همه ي رفت و آمد هاي هميشگي كيف و كلاسر ها و گفت و گوي بي پايان راجع به همه چيز. و خوش خيالي يا اميد كودكانه به كارهايي كه مي شد كرد. شايد چون آن جهان مدام گردنده ي بيرون به ظاهر قابل تغيي [...]


  • فرقی نمی کند که خوب آدم را بگویند یا بدش را . اصلا اگر بدش را بگویند ، یعنی چنان که دیگر امیدی به خوب شدن اش نداشته باشند و دست از سرش بردارند خیلی بهتر است . خلاص شدن از شر نگاه و خط کش های دیگران ، این چیزی است که من می خواهم.



  • مواجهه با جامعه در ناخودآگاهبه بهانه انتشار دوباره رمان نیمه غایب پس از هفت سال بد نیست که از منظر یک مخاطب اجتماعی، نه داستان‌نویس به این اثر نگاهی بیندازیم. در این نوشته نمی‌خواهیم درباره ساختار، نوع روایت، شخصیت‌پردازی، پیرنگ و نظرگاه این رمان صحبت کنیم. شاید راز ماندگا [...]


  • این نوشته در وبلاگمنیمهٔ غایب، نوشتهٔ حسین سناپور، خوش‌اقبال بوده و علاوه بر بردن جایزهٔ ادبی مهرگان، تجدید چاپ‌های مختلفی خورده. این کتاب، یک رمان نسلی است؛ به این معنا که سعی دارد دو نسل از جوانان طبقهٔ متوسط ایرانی را به تصویر بکشد. این رمان از چند منظر قابل بررسی است. از م [...]


  • دهان ها چقدر كلمات نفي را راحت ادا مي كنند. چقدر اين كلمات ناتوان و تنبل سبك اند و روي زبان تند مي چرخند. كاش كلمات اين طور مثل اين درخت ها لخت نبودند تا لا اقل پناه گنجشك ها مي شدند. كاش ان قدر كوتاه نبودند كه از دهان خارج نشده بر روي زمين بريزند.


  • رمان "نیمه غایب" تحسین شده ترین کار حسین سناپور شرح واقع گرایانه از شخصیت‌های سرگشته و بلا تکلیف در برهه ی پر تنش #دهه_شصت با توصیف علاقه ها ،ترس ها، تمنیات وآن دوره است.اثر روایتی پازل گونه دارد، راوی ها متعددند و در کنار هم دنیای یکدیگر را میسازند.شخصیت ها معلق در دنیای بدون ع [...]


  • شهرت آقای سناپور حالا دیگردر همه محافل ادبی جاافتاده است در کتاب نیمه غایب سعی کرده از تکنیک فلش بک استفاده کند. چند داستان موازي که با هم ارتباط دارندو از زبان راوي‌هاي متفاوت بیان می شوند.ولی نمی دونم چرا انتظاری که از کتاب داشتم برآورده نشد در واقع اینهمه تعریف و تمجید براش [...]


  • Post Your Comment Here

    Your email address will not be published. Required fields are marked *